|
|
|
|
|
البته واضح ومبرهن است که تابستان خیلی خوب است. چون مردم به مسافرت می روند و در گرما کولر روشن می کنند و در باد خنک لم می دهند و تلوزیون نگاه می کنند یا می خوابند! اما نمی دانم چرا تابستانما یک خورده فرق داشت. قرار بود که اقا جان ما بعد از این که کارنامه درخشان ما را دید برایمان پلی استیشن 2 بخردو ما را به مسافرت ببرند. وقتی که با مادرم به مدرسه رفتیم و کارنامه ام را گرفتیم مادرم با دیدن کارنامه ام خیلی خوشحال شد و به من تبریک گفت و ما هم به خودمان تبریک گفتیم و گفتیم اخ جون:پلی استیشن را افتادیم. شب که بابا جان از سر کار به خانه امدند و کارنامه ما را دیدند خیلی خوشحال شدند ولی نمی دانم چرا وقتی بسته پیشنهادیشان را یاد آوری نمودیم به فکر عمیقی فرو رفتند و دقایقی با مادرمان وارد مذاکره شدند و در اخر گفتند بچه وقت خوابت گذشته برو بخواب. ما به امید فردا صبح به رختخواب رفتیم. صبح که قضایا را از مادرمان جویا شدیم دیدیم که باید کمی صبر کنیم چون امسال هنوز بعد از سه چهار ماه حقوق بابا جانمان اضافه نشده بود و قرار بود اضافه شود و ما کلی کیف کنیم. مجبور شدیم خود را با تلوزین سرگرم کنیم که ان هم با رفت و آمد برق خیلی به ما حال نداد.در کوچه هم که دیگر نمی شود بازی کرد.چون در کوچه ما همه مشغول مسکن سازی و انبوه سازی هستند و همینقدر که می توانیم راه برویم باید شاکر باشیم. البته این را مادرم می گوید وگرنه بابا جانم چیزهایی دیگر می گوید که در این جا نمی توانیم بنویسیم و ما خودمان را ممیزی می کنیم!. بالاخره یک شب وقتی بابا جانم به خانه امد خیلی دمغ بود و کاغذی که بعد فهمیدم فیش حقوقش بوده را نشان مادر داد و باز وارد مذاکره شدند و من از ترس تحریم بسته پیشنهادی لام تا کام حرف نزدم.فردا مادر مرا توجیه کرد که باید از بین پلی استیشن و مسافرت در بسته پیشنهادی یکی را اتنخاب کنم. و البته واضح و مبرهن است که ما نیز پلی استیشن را انتخاب نمودیم. اما در همان روز به مانند روزهای قبل برق رفت و بعد از 2 ساعت آمد اما موتور یخچال ما نیامد و مادرم به بابا جانمان تماس گرفت و بابا جانمان با یک تعمیر کار به منزلمان آمدند و اقای تعمیر کار با تحقیق و تفحص گفت که موتور یخچال به علت رفت و آمد برق تعطیل شده است و ما فهمیدیم که به غیرازتعطیل تابستان موتور یخچال هم تعطیل می شود!. بالاخره یخچال را بردند و شب وقتب دیدم بابا جانمان باز دارد غیر علنی با مادرمان مذاکره می کند فهمیدم خبر هایی است و این را فردا مطمین شدم که مادرم ما را توجیه کردند که پول پلی استیشن برای موتور یخچال رفته و ما باید سعی کنیم با کمبود ها کنار بییاییم. اما قول دادند که مسافرتی داشته باشیم تا هوایی عوض کنیم. شب باز که بابا جانمان امدند مادرمان بسته پیشنهادیشان را دادند که بابا جانمان اینبار علنی فرمودند: کارت سوختم تمام شده است. با بنزین یتری 400 تومان کجا برویم؟ مادرم گفتند پس این که بعضی می فروشند قضیه اش چیست؟ که باببا جانمان گفتند : داری می گویی می فروشند مجانی که نمی دهند آن هم مگر فرقش چه قدر است؟ ما هم به خودمان گفتیم این چه جوری است که بعضی بنزینشان را می فروشند؟ و بلا فاصله ما که احساس کردیم کاردارد به جاهای باریک کشیده می شودازخیر مسافرت و پلی استیشن گذشتیم و بسته های پیشنهادی هم تمام مالیده گردید!. خلاصه ما تابستانمام را در پارک محله ای که یک خیابان با ما فاصله دارد گذراندیم و در این میان از صدقه سر قطع برق اغلب خا نواده هم در کنارمان بودند و کلی دوست جدید در پارک پیدا کردیم و خانواده ام هم با کلی خانواده دیگر آشنا شدند!. این بود خاطره من از تابستان |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 21:3 توسط آقا گل
|
|
||
|
|
|
|
|
این هم از مزیت های زندگی درایران ودر زیر سایه دولت نهم است که به قدری مشغولت می کنند که دیگر فرصتی نمی ماند برای تارنما!!! امروز آقای احمدی نژاد به استان فارس رفتند وتا توانستند افتتاح نمودند! البته تمام این پروژه ها را ایشان احتمالا" از زمان شهردار بودنش شروع کرده بوده و هیچ دخلی به دولتهای قبلی ندارد!!البته اعلام شد که بعضی از این پروژه ها از طریق ویدیو کنفراس افتتاح شده!! که بنده خدا نمی دانم چرا به خودش زحمت سفر می دهد؟! خوب از همان مشهد یا قم یا کشورهای عربی راهش می انداختی(چون این بابا معمولا" همه جاست به جز پایتخت!) در ضمن این سفرها هیچ ربطی به انتخابات مجلس و استفاده از بیت المال ندارد.!!! در ضمن تا نیروگاه برق هسته ای بوشهر راه بیافتد در مصرف گاز صرفه جویی کنید! چون بعضی از شهر های گاز خیز ایران! گاز ندارند...و گازشان قطع گردیده است..البته می خواهم عامل این نا به سامانی ها را معرفی کنم: این اکبر آقا همسایه ما یک تاکسی فرسوده داشته که بعد از کلی دوندگی و بدبختی( البه اینو میگه واسه تخریب دولت نهم!) یک دو گانه سوز گرفته که آن شب میگفت 4 ساعت ایستاده برای گاز..من فهمیدم که کار از کجا خرابه و این اکبرآقا مانند این کارشناسان اقتصادی می خواهد اقتصاد این مملکت را نابود و مردم را ناراضی کند تا دولت نهم تخریب شود!!! اما نمی داند که آقای احمدی نژاد نمی داند اصلا" کارشناس چی هست؟!! و دولت نهم به پشتوانه به به و چه چه مطلق!!تکان که نمی خورد هیچ تکانت هم می دهد!! پس مواظب باشید ای ایادی استکبار جهانی و ای اکبر آقای راننده تاکسی که جو سازی می کنی و می گویی گرانی هست!! بگو نیست دیگه....
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 22:4 توسط آقا گل
|
|
||
|
|
|
|
|
از رییس دولت ایران جهت رفتن به مکه دعوت شده است! آقای احمدی نژاد که خیلی هم خوشحال شده در پاسخ به خبرنگاری گفت که اگر بچه خوبی باشد او را هم با خود می برد! حالا ما نمی دانیم اگر ما هم بچه خوبی باشیم ما را با خود می برد یا نه؟! البته خوب بودن شرایطی دارد که بهترینش نقد دولت است! می گویید نه بروید از روزنامه کیهانیها بپرسید!( این هیچ دخلی به شریعتمداری و وزیر فعلی ارشاد که روزی سر مقاله نویس کیهان بود و حالا هم شاید باشد ندارد چشمتان کور که نمی توانید ببینید یکی جایزه میگیرد) البته یک نکته برای من مجهول مانده و آن این است که قیافه احمدی نژادپس از کوتاه کردن موهایش چه شکلی می شود؟!!خدا وکیلی خودتان مجسم کنید! باور کنید از همین الان عکاسان امپریالیستی دارند لنزهایشان را تمیز می کنند تا یک عکس تاریخی از رییس دولت ایران بگیرند و یحتمل احمدی نژاد هم به بهترین عکس وام ببخشید جایزه می دهد! حالا اگر آمد و گفت که پیغمبر آمده و در حین طواف در رابطه با برنامه هسته ای گفته عقب نشینی نکنید تعجب ننمایید.(یک چیزی در مایه هاله نور و چاه مسجد جمکران و...................) در ضمن دانشجویان محترم این نکته ایمنی را به خاطر داشته باشند که کارت دانشجویی همیشه همراهشان باشد و جهت اطمینان آن را به تنبانشان پرس نمایند! و در ضمن در هنگام اعلام اعتراض(دانشجو چه کارش به اعتراض) مشروبات الکلی به همراه نداشته باشند! البته بهترین حالت ان است که لخت مادر زاد اعتراض کنید از کارت دانشجویی هم یک قطع بزرگتر تهیه و جهت ستر عورت استفاده کنید تا مشخص شود چی همراهتان است و چی نیست!!( در اینجا جهت رفع هر گونه سو تفاهم فقط دانشجویان مذکر مد نظر بودند !) ولی خداییش اینها را ول کن قیافه احمدی نژاد پس از حج را بچسب!! !!! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 23:40 توسط آقا گل
|
|
||
|
|
|
|
|
سفرهای استانی جناب احمدی نژاد شروع شده است.(قابل توجه آنهایی که عشق پیامک! دارند) در سفر قبلی ایشان به بجنورد التفات پیدا کردیم که رقیبی جدی برای آقای داروین پیدا شده است.چرا که جناب احمدی نژاد به این مهم پی بردند که بعضی از آدمها نه تنها آدم نیستند بلکه در زیر گروه بزغاله ها قرار می گیرند! این کشف مهم و تاریخی که از زبان رییس دولت کشوری با سابقه تاریخی مطرح شده است را به عموم احمدی دوستان (همانهایی که داد می زنند احمدی خوش آمدی!!) و دامداران محترم که به نوعی پی به ارزش بزغاله هایشان بردند تبریک و تهنیت می گویم. در همین راستا یحتمل ایشان جایزه نوبل را برباید.(البته اگر کار به دویل نکشد!) ![]() |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 23:53 توسط آقا گل
|
|
||
|
|
|
|
|
ما با آژانس انرژی هسته ای به توافق رسیدیم. این توافق آن توافقی نیست که اگر همان ابتدا به آن دست پیدا کرده بودیم ۲ قطعنامه سازمان امنیت صادر نمی شد!!! بلکه این یک چیز دیگری است که استکبار جهانی را با شکستی بس عظیم!! مواجه می کند! در ضمن آقای احمدی نژاد فرموده اند آمریکا این یکی را که زاییده است بزرگ کند تا بعد نوبت به ایران برسد! ( اشاره به عراق) و ظاهرا" در این زاییدن انگلیس هیچ نقشی نداشته است. حالا ببینید آن بخت برگشته ای که بخواهد این سخنان را به زبان دیگری ترجمه کند: احتمال" به گفته احمدی نژاد یکی از سربازان زن آمریکایی( چون قاعدتا" مردها زایش نمی کنند!) در عراق بچه ای زاییده است که رییس جمهور اسلامی ایران خواهان آن است که این بچه به خوبی بزرگ شود و وقتی بزرگ شد به ایران حمله کنند.! آقای احمدی نژاد در مورد سن بزرگ شدن این بچه چیزی نگفت ولی احتمالا" باید بعد از زبان باز کردن وی باشد!! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه نهم شهریور 1386ساعت 20:35 توسط آقا گل
|
|
||
|
|
|
|
آی بیا جلو نفس کش! خودت به داد برس این مردم زبون منو نمی فهمند |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 22:10 توسط آقا گل
|
|
||
|
|
|
|
|
در راستای مدیریت مصرف بنزین که مدام توسط آقای احمدی نژاد و حداد عادل به ملت همیشه در صحنه توصیه می گردد موارد زیر بسیار سود مند است: دیدید چه آسان بود مدیریت مصرف؟! حالا هی پیامک بسازید!... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 21:27 توسط آقا گل
|
|
||
|
|
|
|
بذار بند کفشمو ببندم آنوقت نشانت می دهم...تو آسمون تک چرخ می زنی؟! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 23:43 توسط آقا گل
|
|
||
|
|
|
|
آی ... آی..آی وووی...بند شلوارمو ول کن... |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 23:42 توسط آقا گل
|
|
||
|
|
|
|
چند بار گفتم زن: من کفش بند دار نمی پوشم یادم باشد در بحث ارتقا امنیت اجنماعی بگوییم کفش بند دار هم مورد دارد... |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 23:42 توسط آقا گل
|
|
||